قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

529

تاريخ نگارستان ( فارسى )

اوضاع ايران را بدتر از پيش نمودند مستوفى الممالك نخست وزير آن زمان در نگاهدارى بىطرفى ايران كوشش بسيارى كرد و استقلال ايران را نگاهدارى . شعر : چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان * چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتىبان هنگام تاجگذارى احمد شاه بسيارى از شعراء و سخنوران او را ستايش كردند چنان كه در ديوانهاى آنان نوشته و در دسترس همگان نهاده شده نگارنده قصيده‌اى را كه اديب فراهانى در ستايش احمد شاه سروده در اينجا مىآورم : شعر : آفتابىست تاج شاهنشاه * سايه‌گستر بفرق ظل اللّه آفتابى فراز سايهء حق * سايهء ز آفتاب هشته كلاه آفتابى كه زهره و مه و مهر * زير چترش همى برند پناه سايهء كز فروغ او ريزد * عرق از چهر مهر و عارض ماه آفتابى كه بىتجلى اوست * روز تاريك و روزگار سياه سايهء زير سايه‌اش تابان * چتر و تيغ و نگين و افسر و گاه چيست اين آفتاب ؟ تاج ملك * كيست اين سايه ؟ ذات اقدس شاه غير تاج خدايگان ملوك * جز برويال شاه گردون جاه شمس ديدى دمد ز مطلع ارض ؟ * سايه ديدى بچرخ زد خرگاه ؟ عقل بر هوش او شده است ضمين * عدل بر داد او ستاده گواه داريوش كبير را ماند * چون برآيد فراز افسر و گاه از دعا بر سرش زده رايت * در ركاب وى از قلوب سپاه ابر دستش چو بر زمين بارد * بحر سازد به خون ديده شناه لعل رويد بجاى لاله ز خاك * سيم خيزد همى بجاى گياه پادشاه يگانه ذل عدوه * شهريار زمانه ظل بقاه شاه آزاد زاد پاينده * عين حكمت عليه عين اللّه هست يزدان هميشه باشد از آنك * سايه با سايه‌دار شد همراه اى گشايندهء امور بفكر * اى نگهبان ملك و دين بنگاه شكر للّه كه از جلوس تو گشت * بخت همراه و كار بر دلخواه [ 821 - وضع مالى ايران در زمان قاجاريان . ] 821 من اثر السوء عباس پرويز در تاريخ ايران گويد : وضع مالى ايران از پايان پادشاهى مظفر الدين شاه قاجار رو بويرانى نهاد وامهاى بسيارى